خرید بک لینک
نمیدونم بزرگ شدنم از کجا شروع شد.. چه سالی.. چه روزی و.. چه دقیقه ای.. فقط یهو دیدم دیگه هیچ 8اردیبهشتی برام جذاب نشد.. 8اردیبهشت ب جای اینکه منتظر تبریک تولد باشم دلم نمیخواست کسی بهم تبریک بگه.. به جای خوشحال بودن و خندیدین گریه میکردم.. هیچ ذوق و میلی برای بودنم درکار نبود.. دیگه ارزوی اومدن 8اردیبهشت رو نداشتم و .. از چندماه قبل براش لحظه شماری نمیکردم.. 8اردیبهشت روز چرت و مسخره ای شد.. روزها

برچسب: نویسنده: اشکان حیدریان تاريخ: سه شنبه 12 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:21

چندبار باهم چت کردیم..

پی ام دادیم..

صحبت کردیم..

هربار که ازم چیزی خواستی یا کارم داشتی..

اسممُ صدآ زدی..

من هردفعه قلبم میلرزید و تند میزد کِ الآن حرفشو میزنه..

الآن تبریکمیگه..

ولی تو حتی اشاره ای هم بهش نکردی..

#مرسی :|

----

برچسب: نویسنده: اشکان حیدریان تاريخ: سه شنبه 12 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:21

صب با کلی انرژی از خواب بیدار میشی و آماده میشی بری مدرسه.. تو راه کلی آشنا میبینی.. پرنده هارو میبینی که صداشون همه جارو پر کرده.. از کنار ساحل رد میشی میری مدرسه.. با کلی ذوق به همه دونه دونه سلام میکنی تا برسی به کلاس.. میری تو کلاس دونه دونه رو میبینی و بغل میکنی.. معصومهههه :))))) معصومه اومده

برچسب: نویسنده: اشکان حیدریان تاريخ: چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:31

این روزها پرِ از کار های انجام نشده.. کلی کار روی هم ریخته که حتی با برنامه ریزی و انجام دادنشون با سرعت 180 هم تموم نمیشه،از ساختن احوالات خود انسان تا خوندن درس های عقب افتاده من جمله ریاضی ک از وقتی ترم اول تموم شد حتی یک کلمه هم نخوندم ،تست زدن هم ک بماند و ارزیابی آزمون ها برای قلم چی ✔هم کار

برچسب: نویسنده: اشکان حیدریان تاريخ: چهارشنبه 6 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:31

صفحه بندی